محمد يار بن عرب قطغان

241

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

قنكرات و برادر او خلق امان اتاليق و تنگرى قل ختايى و غيرهم كه هريك در مردانگى يگانهء دهر بودند اتفاق كرده ، قلعهء قراكول را ضبط نمودند و عرض داشت به عبد الله سلطان فرستاده ، استدعاى تشريف حضور فرمودند و حضرت اعلى بنابر التماس امرا به اتفاق برادران مانند اوزبك سلطان و خسرو سلطان متوجه قراكول شده ، داخل شدند . و چون والى بخارا برهان سلطان بر اين واقعه اطلاع يافت ، بالضروره كس به سمرقند فرستاد و براق خان « 1 » را از وقوع اين حادثه خبردار ساخت . و براق خان بىتوقف با لشكركش و سمرقند و اوراتپه و خجند و سيرام و تاشكند و سپاه اخسى و اندجان با مردم دشت قپچاق و تركستان با دويست هزار كس روى توجه به مدد برهان سلطان نهاد . و والى بخارا به طريق استعجال استقبال نموده ، در موضع دورباى بينهما صورت ملاقات چهره گشاد و به اتفاق روى توجه به حضرت اعلى آورده ، قلعهء قراكول را چون نگين در انگشترين احاطه نمودند . بعد از محاربهء بسيار و مجادله و مقاتلهء بىشمار از طرفين به مصالحه راضى شده ، حضرت اعلى قراكول را گذاشته ، روى توجه به جانب ميمنه نهاد . و در سنهء ثلاث و تسعين و تسعماية خبر فوت نوروز احمد خان ( 137 الف ) انتشار يافت . خطبه و سكه به نام پير محمد خان زيب و زينت يافت . ذكر بازگشتن خان سكندرنشان از صوب ميمنه و غرجستان و گذشتن از نهر جيحون و تسخير نمودن ولايت كرمينه از دست دوست محمد سلطان بن براق خان به عنايت ملك منّان و بيان شرح اين واقعه بر سبيل اجمال آنكه ، چون نوروز احمد خان وفات يافت و خطبه و سكه به نام نامى و اسم سامى عمّ حضرت خاقان پير محمد خان تزئين يافته ، خلافت را به وجود خويش مزين ساخت ، حضرت اعلى بعد از وقوع اين وقايع به توقف به جماعتى « 2 » از برادران از جيحون گذشته و نخست به طرف ميانكال كه مركز اصلى و موطن جبلى آن حضرت است ، متوجه گشت . و دوست محمد سلطان ولد براق خان كه در آن اوان حاكم كرمينه بود ، بنابر توجه آن حضرت از غايت خوف و دهشت از آن ولايت بيرون آمده ، به

--> ( 1 ) . س : برهان خان ( 2 ) . س : جماعة .